saeedeh
 

Time is very slow for those who wait,very fast for those who are scared,very long for those who lament,very short for those who celebrate BUT,for those who love
,time is eternity.
(William Shakespeare)

گذشت زمان بر آنها که منتظر می مانند بسیار کند بر آنها که می هراسند بسیار تند و بر آنها که زانوی غم
 در بغل میگیرند بسیار طولانی و بر آنها که به سرخوشی میگذرانند بسیار کوتاه است

   اما بر آنها که عشق می ورزند زمان را آغاز و پایانی نیست
(ویلیام شکسپیر)

Add to Favorites Send us an e-mail
Interesting websites
Tags
...عقلی به سان woooo00oo00oo دوربین مخفیهای خفن این دیوانگیست اینم آهنگ فصل تازه گوگوش من اینم عموسبزی فروش همتی بزرگترین و کم نظیرترین آلبوم عکس از بریتنی تصاویر رعنا آزادی ور بازیگر فیلم سینمایی درباره الی تصاویر فوق العاده از بهاره افشاری تصاویری متفاوت از سربازان آمریکایی در عراق تماشای سواحل آنتالیا با اینترنت ایران دانلود نکنی ضرر کردی دختران زیبا درسی بزرگ از بودا دریچه ای به... شیک ترین و شکیل ترین مدل لباس مجلسی 2010 آخرشه علی کریمی و پسراش عکس برگزیده مجله نشنال جئوگرافیک فیلتر شکن به روز تست شده میخوای؟؟؟ کلیک کن. والپیپر عشق معرکس والپیپرخشگل از آنجلینا جولی پارازیت ماهواره چیست؟ و راه های جلوگیری از پارازیت پل عابره پیاده در شیراز باحاله کارت پستال روز تولد کافکا و داستان عروسک کج ترین ساختمان جهان در ابوظبی گوگش و جمشید مشایخی گوگوش و پدرش صابر آتشین یعنی این خنده ها خداست هر کی دانلود نکنا اینا از دسش رفته یکی دیگه از آهنگای عمو کریس
Visitors
Subscription
E-mail: 
Vote
کدام بخش این وبلاگ توانسته نظر شما را به خود جلب کند؟

Vote results
Back to homesaeedeh / Blog ( ...دریچه ای به ) / Beautiful Life / درسی زیبا از ادیسون

درسی زیبا از ادیسون

Posted byText

saeedeh Send a message
saeedeh saeedeh
درسی زیبا از ادیسون
297 days ago 05.08.2011 01:25:53 Quote

ادیسون در سنین پیری پس از کشف لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد… این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود. در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است! آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود… پسر با خود اندیشید که احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید که پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند!!! پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد. ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟!! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟!! حیرت آور است!!! من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!! پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟!!!!!! چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟! پدر گفت: پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید. مامورین هم که تمام تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد…! در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکر می کنیم! الآن موقع این کار نیست! به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت!! توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد.



Comments: 0 Views: 101
Login Password
advanced... ( / Registration )

Subject

In the text you can use Wiki or HTML tags.



Who is active on the site?
Anonymous: 5, Registered: 0 (?)
Abuse | Hosted by MyLivePage | | © Kolobok smiles, Aiwan